سفره حضرت ابالفضل و ارزشهای حزب اللهی

 

یک

این روزهای بعد انتخابات دائم یاد یک ماجرای ظاهرا بی ربط می افتم. یکی از اقوام که  پیش از انقلاب  به اروپا مهاجرت کرده بود نذر سالانه سفره حضرت ابالفضل داشت و بسیار هم مقید که این نذر در غربت هم درست مثل ایران ادا شود.(حالا این که چرا زنان ایرانی از این مناسک خودساخته بسیار دارند بماند برای یادداشتی دیگر.)
خب، تهیه آش رشته و عدس پلو که مشکلی نبود، هموطن  مشتاق این دورهمی زنانه مذهبی مآب هم کم  نبود ،اما چیزی که اصلا و ابدا موجود نبود همان خانمی بود که می بایست برود منبر و دعای توسل و روضه بخواند. البته بعد از مدتی این مشکل هم با تلاش و جستجوی مجدانه و خستگی ناپذیر فامیل  ما به شکل غیر منتظره ای حل شد. نه، اشتباه نکنید؛  کسی نرفت دعا و زیارت خواندن یاد بگیرد ، بلکه یک خانم هموطن کلیمی پیدا شد که هم روضه خوانی بلد بود و هم قرائت ادعیه. و این بود که به لطف ذکاوت این بانوی کلیمی نذر سفره ابالفضل قوم و خویش ما زمین نماند! بماند که همیشه این بحث داغ ادامه داشت که آیا سفره ابالفضلی که دعای توسلش را کسی می خواند که اعتقادی به ائمه ندارد اصلا قبول است، و آیا می توان با روضه یک غیر مسلمان گریست، نکند مجلس نگیرد و... این وسط اما سوال اصلی همچنان ناپرسیده باقی ماند: چیستی و چرایی  سفره حضرت ابالفضل و ملزوماتش که معلوم نبود از کجا جزئی از پیکره مناسک دینی زنان ایرانی شده بود! هیچ کس نپرسید که اصلا سفره ابالفضل چرا؟

دو

امروز  بعد از حدود چهل سال، از فضای شدیدا دو قطبی جامعه می گوییم، و از گسلی که در میان دوگانه سازیهای خطرناک سیاه و سفید، عرش وفرش، حلال و حرام دهان گشوده در هراسیم. غافل از این که این گسل همان روزی به وجود آمد که یک عده تعبیر قرآنی «حزب الله» را به نفع خود مصادره کردند . نمی شود آدم خودش را حزب اللهی بداند و تلویحا دیگران را دست کم در ذهن خود داخل حزب شیطان هل نداده باشد. این واقعیت را بپذیریم که سالها پیش از این بخش وسیعی از جامعه که اتفاقا نه بی دین بودند و نه غربزده و نه خودفروخته، یک شبه و به واسطه یک اسم و بعد الگوی پوشش ظاهری مربوط به آن تا به خود آمدند دیدند که همردیف شیطان نشانده شده اند، بدون آن که واقعا بفهمند این ارزشهای حزب اللهی چه بود ه اند که اینها پس از سالها دین ورزی و اعتقاد از آن بی بهره و همکاسه شیطان قلمداد گشته اند. اگر این ارزشها همان ارزشهای اسلامی و اخلاقی و میهنی است ، پس چرا اسم جدید و اگر چیز جدیدی جز آنهاست چرا اسمش  در قرآن بود ولی خودش تا حال نبود؟

سه

 ما فکر می کنیم که روی افراد و اشیا و امور اسم می گذاریم تا بشناسیمشان. اما اغلب نمی دانیم که قبل از آن که اسمها باعث شناسایی چیزها باشند آنها را محدود می کنند.  کار اسمها خط کشیدن دور چیزهاست تا حد و مرزشان  مشخص و محدود شود، درست مثل حصاری که دور باغی باشد. چیزی هم که محدود شد، کنترلش آسان می شود. اعمال قدرت و نفوذ بر آن هم ساده می شود، حتی می توان محتوایش را سر کشید و جز قالب و حصار چیزی باقی نگذاشت.  واقعیت این است که اسمهایی که ما آدمها جعل و اطلاق می کنیم حکم همان کمندی را دارد که دور چیزی می بندند تا بعدتر و رفته رفته افساری یا مهاری  شود در دست ما، البته گاهی هم این کمند به دست و پایمان می پیچید و می شود مهار و وبال خود ما.

چهار

حالا نگاه می کنم به تشتت و چند پارگی ای که این انتخابات در هویت بخشی از جامعه که تحت عنوان حزب اللهی شناخته می شوند ایجاد کرده است و بیشتر مطمئن می شوم که اسمها بیش از آن که قالبهای هویت بخش باشند فقط خط کشیهایی محدود کننده اند که گذر زمان گاه محوشان می کند ، گاه پررنگترشان می کند و گاهی هم از محتوا تهی شان می کند، آن وقت فقط بند و مهاری می ماند که کلاف سر درگمی از خودش و ما درست می کند. من فکر می کنم دوستان حزب اللهی به جای این که به فکر تحول درون گفتمانی و تبیین مجدد ارزشهای حزب اللهی باشند حالا که بالاخره پس از سالها گسلی را که این جعل و مصادره اسمها در جامعه پدید آورده می بینند بهتر است به همان سوالی رجوع کنند که اقوام ساده دل ما از پرسیدنش غافل ماندند: اصالت با سفره حضرت ابالفضل است یا توسل؟ اگر با توسل است پس اصلا چرا سفره ابالفضل؟

فاطمه حسینی                                              96/3/6
@far_hosseini

#سفره_حضرت_ابالفضل

/ 0 نظر / 31 بازدید