25 آذر 1388

ی جان

با احترام به توافق دوستان من نمی خواستم دیگه درباره موضوع قبل ادامه بدم. الآن هم تا پسری خوابه میخوام «درباره الی» رو ببینم. از این اظهار نظر شما بر می آید شما یا جواب من به سوال قبلیتون رو نخوندین یا اگر هم خوندین چون به نظرتون درست اومده ردش نکردین چون الان هم با برهانی ردش نمی کنین, چون باز همون سوال بدون رد پاسخم به اون مطرح شده !
بنابراین فقط می خوام اینجا با پوزش از دوستان بدون هر گونه بحث اعتقادی یا تاریخی, گزاره های شما رو از نظر منطق نقد کنم شاید در بحثهای آتی هم راهگشای همه مون در شیوه بحث باشه.
درباره اینکه گفتید مسلمانها از اول هم جنگ طلب بودند و هرگز به جوامع مدنی صلح مدار دست نیافتند و هنوز هم جنگ طلب هستند باید بگم تو این استدلال یک ایراد اساسی هست. شما دارید سوژه های 1400 سال پیش مسلمان را( منظورم از سوژه همان اسم مقابل آبژه است و نه موضوع) با سوژه های امروز در یک جوال می کنید تا به این نتیجه برسید که مذهب این سوژه های دور از هم از بعد زمانی , مسبب این رفتاره. این برداشت خیلی اسنشیالیستی است. یعنی شما معتقد به یک جوهره مسلمانی هستید که در طی قرون ثابت بوده که این از بن در فلسفه و منطق امروز مورد شکه. خب پس اینها سوژه نیستند. چون سوژه تغییر می کنه و در پروسه است.

 می دونم کمی پیچیده شد ولی شاید یک مثال با کمی اغماض حرفم رو واضحتر کنه. این حرف مثل اینه که شما بگید زنها 200 سال پیش بدبخت بودند بعدش هم بدبخت بودند الان هم هنوز بدبختند. این یک استدلال غیر منطقی و رد شدنیه. چون اولا استفاده از واژه زن طوریه در اینجا که انگار همه زنها خصوصیات مشابه دارند و همه یکی هستند. یعنی همه از جوهره واحد زن بودن برخوردارند. چیزی که اصلا وجود نداره. چون شما اگر بدن مشابه رو هم مبنای این جوهره بدونین چشمتون رو تمام فاکتورهایی که زن رو در ظرف زمان و مکان یک زن می کنه بستید و تن رو چسبیدید حال انکه اون تن هم اصالتا واحد نیست. تن زرد هست سیاه هست سرخ هست. شما همه رو یک کاسه کردید با این جمله.چیزی که شنیدنش یک فمینیست معاصر رو دیوانه می کنه! از سوی دیگر استثناهایی که قطع به یقین در این تعمیم دهی وجود داره ناقض این تعمیمه. زنهای خوشبخت در طول تاریخ کم نبودند. پس این گزاره فقط یک تعمیم نادرسته. درست مثل جمله شما که اگر فرصتش بود من هم با اندک معلوماتم می تونستم مصادیق بطلانش رو ارایه کنم.
اما...
طبق همان قرآن که شما گفتید اگر فقط مطالعه کرده باشید و نه تلاوت, می بینید که هم کافر تعریف مشخص داره هم کافر حربی و هم مشرک. و حتی نبردی هم که ممکنه با کفار حربی در بگیره قواعدش بسیار روشن بیان شده. تا جایی که حتی در جایی گفته اگر در جنگ به شما پشت کردند( یا گریختند) شما حق تعدی و اسراف در جنگ و ادامه نبرد رو ندارید. البته در جای دیگر هم که شان نزول خاص داره و ضرب الاجلی به پایان رسیده خداوند امر می فرماید که کفار حربی کشته شوند. اگر به نظر خیلیها معاهده ژنو اوج تمدن انسان جنگ دوسته قرآن به مراتب در 1400 سال پیش متمدنانه تر با این مقوله که غایت خشونته برخورد کرده.

یک توصیه نه به شما که به سایر دوستان می کنم و اون هم این که حتی اگر به قرآن باور ندارید لااقل به عنوان یک متن که تحول زیادی در تاریخ بشریت ایجاد کرده و ادعای برتر بودن هم داره که می تونید یک بار از آغاز تا انجام یک ترجمه خوبش رو بخونین. اون وقت اگر باز هم معتقد به لزوم نقد و ردش بودید در نقدهاتون هم محکمترخواهید بود.
من برم سراغ فیلمم دیگه.

/ 0 نظر / 4 بازدید