زن, پوشش , نگاه جنسی (1) 19 آذر 1388

راستش جنس دوم یک اثر کلاسیک هست ولی یک اثر کلاسیک تا حدی رادیکال که خیلی متکی به تجارب شخصیه. بنابر این قابل مناقشه هم هست. اما روی هم رفته من فکر می کنم قدم بزرگی در تبیین خیلی مسایل بوده .
در ابژه جنسی بودن زن ما خیلی باید با احتیاط با نظریات فمینیستهای غربی و شرایط فرهنگی تاریخی خودمون مواجه شیم. شما یک نگاهی به تاریخ هنر و ادبیات غرب بندازی شکی برات نمی مونه که زن در نهایت شی شدگی جنسی خودش در اون حاضر بوده. بعد جنبش فمینیسم رو داریم که موج اولش رو زنانی می سازند که با این نگاه جنسی به زن مخالفند ارایش نمی کردند و شروع می کنند به مشابه سازی پوشش خودشون با مردان تا نگاه خیره مذکر رو از خودشون و اندامشون بردارند. که این موج می رسه به موج همانندسازی افراطی با مردان در همه امور انسانی . که باز حرکت همانندسازی منجر میشه به همانندخواهی در کامجویی و لذت . در این دوره است که صحبت از لذت جنسی برابر و آزادی تن و شهوت به میون میاد که به قول خیلی از منتقدان فمینیست فمینیسم رو دوباره پیوند میزنه به جنسیت شهوی شده. تا اونجا که آزادی زن شده آزادی نمایاندن تن و کامجویی همپای مردان. یک عقبگرد بد!
برای همین هم هست که فمینیستها الان دچار یک شکاف عمیقند. یک عده که خودشون رو رادیکال می دونند و از ابژه جنسی شدن حذر می کنند چنان گل و گشاد لباس می پوشند که اصلا سایزشون رو هم نمیشه حدس زد. از طرفی یک عده دیگرشون که باز هم خودشون رو رادیکال میدونند تمام هم وغمشون رو صرف ابراز کلامی و تصویری تن و لذت زنانه به مفهوم جنسی اون می کنند چون معتقدند عامل سرکوب زن در تاریخ همین حذف صدای لذت زنانه از عرصه عمومی بوده و برابری واقعی فقط در برابری دسترسی به هر تریبونی است حتی تریبون وصف العیش!!
برای همینه که پوشش یک مقوله اصلیه و کاملا تعیین کننده در ابژه جنسی شدن یا نشدن. پوشش بیشتر جاذبه های جنسی زن رو مخفی می کنه و قابلیتهای غیر جنسی اون رو مشهودتر. چون خلاف نظر کاملیا جان زن و مرد در عریانی برابر به یک میزان جذبه جنسی ندارند. زن همیشه جذبه جنسی بیشتری برای مردان و حتی زنان دارد تا مرد برای زنان و مردان دیگر. میشه اثبات این ادعا رو از خلال تحقیقاتی که در بازاریابی هرزه نگاریها صورت میگیره یافت و همینطور در نظریه رشد جنسی فروید و کلاین که در هر دو مادر یا بدن زنانه مصداق امیال هر دو جنس در کودکیه.
به همین جهت پوشش به صورت عام و حجاب به صورت خاص باعث برجستگی بعد انسانی زن و مانع شی شدگی او در جامعه است. از این حیث من نه به عنوان یک مسلمان معتقد که به عنوان یک زن که چندین سال رو صرف مطالعه در جنبش حقوق زن کرده معتقدم اسلام تنها مرجعی بوده در تاریخ چند قرن اخیر که در صدد رفع نگاه جنسی به زن بوده است و اتفاقا نوع حجاب تعریف شده در آن دقیقا همان چیزی است که راه نگاه جنسی به او را می بندد.هر چند که اصل حجاب در اسلام هم طبق قران نه اجباری که اختیاریه.


من فکر می کنم همین آزادی در انتخاب پوشش نداشتن و نه نفس حجاب در واقع هم باعث نگاه جنسی به زنه وهم ناشی از ان! به عبارتی شاید شروع این روند از همون کشف حجاب باشه. وقتی می شود برای کسی تصمیم گرفت که چه نپوشد می شود همین تصمیم را درباره اینکه چه بپوشد هم گرفت منتها به شرطی که این شخص را فاقد قوه تمیز فرض کرده باشیم و وجودش را در چارچوب جذبه های جنسی تعریف کرده باشیم. از این حیث رفتار رضا خان و جمهوری اسلامی دلالتهای مشابهی دارند. اما حتما شما هم قبول دارید که این یک معضل متاخر است و سابقه فرهنگی و اجتماعی در ایران ندارد به این معنا که اگر زنان اروپایی مجبور بودند برای ارث بردن یا اداره اموال خود تا اواسط قرن بیستم منتظر بمانند زن ایرانی هرگز با چنین مشکلی مواجه نبوده. اگر زن اروپایی برای نپذیرفتن رای پولس رسول و کلیسا و تشکیک انها در نفس انسانیتش ناچار شده پشت به مذهب کند زن ایرانی باز از این آفت برکنار بوده. امیدوارم اینجا دوباره مساله حکم قران در باب ارث و قصاص مطرح نشود چون علاوه بر پاسخی که دارد هرگز به معنای تشکیک در انسان بودن زن انچنان که در مسیحیت بوده نیست. مشکل ما این است که ما نسخه جوامع غربی را برای جامعه خودمان پیچیده ایم. اگر آنها روند تغییر تدریجی داشته اند ما تزاحم سنت و مدرنیته را داشته ایم و شوک فرهنگی غریبی که اساس فرهنگ جامعه را دچار ترکهای جدی کرده است. قصد توهین اصلا ندارم ولی فرض بفرمایید شرایط اجتماعی یک جامعه در حال گذار از اقتصاد کشاورزی به صنعتی را و خیل مهاجران از روستا به شهر را . جوانانی که نهایتا در پستوی خانه گیسهای مادرشان را دیده اند یک باره با مینی ژوپهای زنان شهر مواجه می شوند و دیگر اصلا لازم نیست دنبال پرتقال فروش بگردیم! متلک و مزاحمت خیابانی در جامعه ما متولد می شود.

من خودم به شخصه البته تجربه بسیار بسیار اندکی از این قبیل مزاحمتها در ایران داشتم و علتش را هم نوع پوششم می دانم. و واقعا پوشش را در دامن زدن به نگاه جنسی ای که باعث بروز این رفتارها در ایران می شود دخیل می دانم. البته ناگفته نماند که این نوع پوشش بینابین که نه چادر سنتی است و نه مانتوی الامد کلا باعث می شود آدم در ایران در خیابان دیده نشود! در مغازه ها فروشنده ها انگار من را نمی دیدند. گاهی به خشم هم می آمدم اما خوشنودیم از مورد توجه قرار نگرفتن به دلیل فقدان جاذبه های بصری! به این خشم می چربید.

/ 0 نظر / 9 بازدید