آدمهای معمولی

سالها پیش از این ، وقتی تازه دبیرستان را شروع کرده بودم،فیلم "محکومیت" ساخته  ژان والری را از تلویزیون تماشا می کردم. فیلم با جمله ای از ژرژ برنانوس آغاز می شد  به این مضمون که این تصور که  انسانهای معمولی فقط قادر به انجام فداکاری های معمولی هستند نادرست است. گذشته از تاثیر عمیق فیلم این جمله از ذهنم خارج نشد. سالها گذشت تا متوجه شدم این جمله از نمایش "مکالمات کارملیتها" است ، آنجا که در بحبوحه انقلاب فرانسه راهبه های کارملیت ناچارند از بین  پشت کردن به باورهایشان و تیغه گیوتین  یکی را انتخاب کنند: "از خودگذشتگی یک انسان معمولی هرگز معمولی نیست"...
آدمهای معمولی... آدمهای معمولی... ترکیب غریبی است، مثل یک پارادوکس نامانوس است. آدم بودن با معمولی بودن انگار سازگار نیست. کدام دو انسان همانند هم بوده اند که ما چنین بی محابا جمع کثیری را _ انگار که فرآورده های تولید انبوه کارخانه کائنات باشند_ همانند می انگاریم؟
زندگی و ذهن من یکی که پر است از حضور و خاطره این آدمهای مثلا معمولی که برای من وجاهت و شهرت بی بدیلی یافته اند. در ذهن و دل همه ما بی تردید آدمهای فراموش نشدنی ای حضور دارند که فارغ از پیوستگیهای نسبی و سببی و روابط دوستانه و چه بسا خصمانه ، اثر انگشتشان از روح ما پاک شدنی نیست . من در برابر اصطلاح "مشاهیر عالم" اسم آنها را گذاشته ام "مشاهیر آدم"...
می خواهم این بار از این آدمها بنویسم...
فاطمه حسینی

/ 0 نظر / 39 بازدید