شادروانانِ نام-نهان و "سنت علما "


 
?? این که کسی بخواهد چه چیزی بر قبر خودش یا عزیزش بنویسند اصلا به ما ارتباطی  ندارد. آدم باید لااقل این قدر آزاد باشد که سنگ نبشته گورش طبق میل و سلیقه و تفکر خودش باشد. بوده اند و هستند آدمهایی که به حداقل نام و نشانی بر گورشان وصیت کرده اند و یا بر عکس آدمهایی که جز به حداکثرش راضی نبوده اند. مادام که این کار رویه فردی  و صرفا ترجیح شخصی شان باشد و قصد تحمیل آن را به سایرین نداشته باشند محترم است و بی اشکال.

?? این که بر سنگ مزار مرحوم خانم علم الهدی چه چیزی نوشته شده است، یک مساله کاملا خصوصی و خانوادگی است که بذل این همه توجه و بروز این همه هیاهو را نه فقط بی مورد می سازد بلکه نشان می دهد که تجدد هم می تواند درست به اندازه تحجر اهل تعصب ورزیدن باشد که این هم خود نشان از یک ناخوشی فرهنگی دیگر دارد.

?? بنده به شخصه مطلقا قصد پرداختن به این موضوع را نداشتم اما وقتی توضیح کانال آقای علم الهدی را دیدم دیگر چاره ای جز نوشتن ندیدم. اگر خیلی راحت گفته بودند که" لطفا در مسائل خصوصی خاندان علم الهدی دخالت نکنید!" بهترین پاسخ ممکن را داده بودند. حرف حساب هم که جواب ندارد. اما وقتی می گویند طبق "سنت برخی علما " این کار را کرده ایم دیگر قضیه فرق می کند.

??این تعبیر ناساز "سنت علما" و توضیحی که در پی آن آمده ، هم مساله ساز است و هم مساله دار !

?? مساله دار است چون گوش و ذهن ما به اصطلاح  "سنت نبی" یا حداکثر "سنت ائمه"  آشناست. در حالی که این سنت آن سنت نیست. نه فقط به واسطه لفظ و ترکیب آن بلکه به دلیل تباین آشکار محتوایشان. از جمله مذکور بر می آید که در محاق بردن نام و نشان نزدیکان مونث علما سنتی است که ایشان از باب حرمت نهادن به نزدیکان مونثشان در پیش گرفته اند. اما سنت ایشان چیزی است مستقل و متفاوت از سنت رسول مکرم و سایر انبیا و اوصیا، چرا که منسوبین مونث ایشان را همانند سایر افراد بشربه نامشان می خواندند  ،چنان آشکار و بلند که گذر قرنها هم در محو نامهایشان توفیقی نداشته است و  چنان ساده و بی پیرایه که بر زبان بردن نامشان هرگز بی حرمتی به حساب نمی آمده است. اگر از دید انبیا و ائمه بر زبان و بر قلم راندن نام مادران و زنان و دخترانشان بی حرمتی به ساحت آنان بود قطعا هیچ  نشانی نه از نامهای ساره و مریم و آمنه و خدیجه و فاطمه بود و نه ذکری از ایشان در تاریخ.
آنچه از علما توقع می رود تبیین و استخراج سنن انبیا و اوصیا است، نه ابداع سنتی دیگر تحت عنوان "سنت علما".

?? طبیعی است که علما هم به حکم تنوع و تفاوت انسان ها در خارج از حیطه محرمات و واجبات رویه ای جز رویه معصومان اخذ کنند، اما باید آن را سلیقه و روش فردی خود بخوانند نه سنت علما . کما این که علمای بسیاری هم در این رویه با آنها همداستان نبوده و نیستند که همین کافی است که نتوان آن را "سنت" دانست.

??این تعبیر مساله ساز است  چرا که در کنه استفاده از این تعبیر فاصله است که دهان گشوده. علما باید پل میان مردم عادی و دانش دین  باشند، نه این که خود با این قبیل اصطلاحات میان خود و مردم حصار بکشند. پل فضای اشتراک و تردد است در حالی که طنین این "سنت علما" در تقابل با شیوه عموم مردم گویا دارد آداب طبقه ای برتر را به اقشار فرودست تر یاد آوری می کند. به همین دلیل است که به خط فاصله بیشتر می ماند تا به پل، به خط فاصله ای میان عوام و خواص و شیوه های متفاوتشان.

??خط کش را هم می توان برای اندازه گیری و سنجش به کار برد و هم برای خط کشیدن، گویا ما همه از ریز و درشتمان فقط به خط کشیدن و مرزبندی است که علاقه داریم وبس! آن چه به کارمان نمی آید همان اندازه ها و سنجیدنشان هستند.

فاطمه حسینی           96.4.15
@far_hosseini

/ 0 نظر / 10 بازدید