یاداشتهای فرهنگی گاهگاهی

اسراییلیات ادبی اینترنتی
نویسنده : حوریثا - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٤
 

گمانم ده سال پیش بود، زمانی که تب ایمیلهای فورواردی داغ بود و رفقا بی دریغ هر ایمیل جذابی که به دستشان می رسید یا هر مطلبی که در گروههای اینترنتی جالب می یافتند به لیست دوستانشان فوروارد می کردند ، که شعری به دستم رسید که   بسته بودندش به حضرت مولانا و تازه یک دستورالعمل قرائت هم داشت! شعر با عبارت غلط انداز "نه مرادم نه مریدم" آغاز می شد و اگر چه در ابتدا شباهت ظاهری مختصری با بعضی غزلیات دیوان کبیر داشت  هم از لحاظ مضمون و هم از حیث فرم در تباین آشکاری با غزلیات شمس بود. خصوصا مضمون بسیار اومانیستی و چه بسا اتئیستی آن هیچ وجه تشابهی با جهان بینی معنوی مولوی و خداباوری عمیق و عظیم او نداشت. عجیب آنکه خیلی هم مورد اقبال بود و این را از شمار دفعاتی که آن را دوباره دریافت می کردم می شد فهمید. به گمانم همان موقع به بعضی از دوستان فرستنده تذکر دادم که دارند شعر خداناباور کسی دیگر را به مولانا نسبت می دهند و با این فورواردهای عجولانه در وسعت یافتن یک باور جعلی درباره مولانا سهیم شده اند. این  همان شعری است که به فریدون حلمی منسوب است (البته گویا واقعا از علی حیدری است). اینکه از کیست آن قدر ها مهم نیست مهم این است که از مولانا نیست.

مدتی بعد باز شعر دیگری به دستم رسید که مثلا از پروین اعتصامی بود اما نه محتوا به شعر پروین شباهتی داشت و نه قالبش! در واقع یک جور شعر نو بود، ان قدر نو که اگر مثلا به فروغ نسبتش می دادند قابل باورتر بود تا به پروین! این یکی هم فمینیستی تند و تیز و ضد دین بود، (خواهش می کنم نگویید پروین هم در رد چادر شعر دارد، آخر آن کجا و این کجا!)

و در ایام روز زن چشممان روشن شد به متنی مثلا شعر! که مثلا از سیمین دانشور است و با عبارت "من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو..." آغاز می شود. با نا باوری مطلق از سر تا تهش را خواندم و نه تصویری از خالق سووشون درش دیدم و نه هستی نوریان جزیره سرگردانی! از همه جالبتر آن که از واژه س..ک..س هم در آن استفاده شده بود و نویسنده در هیئت نوستراداموس پدید آمدن "گشت ارشاد" را با همین عنوان پیش بینی هم کرده بود! راستش بیشتر یاد صحبتهای مهمانهای برنامه زن امروز صدای آمریکا افتادم: کل متن گویا چکیده برنامه های آنها و اظهارنظرهای مهمانان فمینیست ضد حجابشان بود. ( و برای من مطالعات جنسیتی خوانده هنوز این امر مجهول است که اگر ما قرار است غربی فکر کنیم تا پیشرفت کنیم چرا فمینیستهای ما ضد حجاب هستند و هنوز آن را نماد ستم مردسالارانه می دانند در حالی که اکثرفمینیستهای اروپایی "استایل" پوششی خاصی دارند تا بدنشان از گزند نگاه جنسی حفظ شود و در موقعیتهای اجتماعی و غیر صمیمی ابژه جنسی تلقی نشوند).

باز هم گفتم جستجو کنم تا بهتر قضاوت کنم اما در تمام جاهای که این متن نقل شده بود یک ارجاع هم نبود که بفهمیم آخر سیمین در کدام نوشته اش چنین گفته است؟

جالبتر آنکه در بعضی وبلاگها دوستان ارزش مدار! به شدت در حال کوبیدن و تخطئه سیمین به دلیل صادر شدن این جملات از قلمش بودند و در پی این حملات نهایتا با تاسف و ناباوری به این نتیجه رسیده بودند که  دیدی اصلا این سیمین دانشور خودش هم با دین ضد بود!!! یکی نبود بگوید اول ثابت کن سیمین اینها را گفته بعد اگر خواستی نفی اش کن (چون ما که اصولا اهل نقد نیستیم و نفی کردن که آسانترین کار است را خوب بلدیم!) یا حداقل اگر گفته کجا و در چه متنی گفته و صدر و ذیلش چه بوده است. من هر چه گشتم چه در کتابهایم و چه در حافظه ام به جایی نرسیدم.

بگذریم....

مشکل آنجاست که ما هر چیزی را که ببینیم و خوشمان بیآید بی لحظه ای تامل سند تو آلش می کنیم و اینطوری می شویم راوی اسراییلیاتی که گاه چنان قدرت و استحکام می یابند که زدودنشان از چهره آن شخصیت ادبی کار آسانی نخواهد بود.

و ناگفته پیداست آنها که این روند را آغاز می کنند برای نشر اسرایئلیاتی که باورهای ما را هدف گرفته به بی توجهی و نا آگاهی ما اتکا کرده اند و گرنه از آغاز این حرکات محکوم به شکست می بود.