یاداشتهای فرهنگی گاهگاهی

زن و نگاه جنسی
نویسنده : حوریثا - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱
 

این مطلب از اولین نوشته هام تو تاپیک تبادل نظر فرهنگی نی نی سایته که اونو در پاسخ به کسانی  نوشتم که معتقدند اسلام نگاهی جنسی به زن داره .




 جنس دوم  سیمون دوبوار الان یک اثر کلاسیک به شمار میاد البته یک اثر کلاسیک تا حدی رادیکال که خیلی متکی به تجارب شخصیه. بنابر این قابل  انتقاد هم هست. اما روی هم رفته من فکر می کنم قدم بزرگی در تبیین خیلی مسایل بوده .
در ابژه جنسی بودن زن ما خیلی باید با احتیاط با نظریات فمینیستهای غربی و شرایط فرهنگی تاریخی خودمون مواجه شیم. شما یک نگاهی به تاریخ هنر و ادبیات غرب بندازی شکی برات نمی مونه که زن در نهایت شی شدگی جنسی خودش در اون حاضر بوده. بعد جنبش فمینیسم رو داریم که موج اولش رو زنانی می سازند که با این نگاه جنسی به زن مخالفند ارایش نمی کردند و شروع می کنند به مشابه سازی پوشش خودشون با مردان تا نگاه خیره مذکر رو از خودشون و اندامشون بردارند. که این موج می رسه به موج همانندسازی افراطی با مردان در همه امور انسانی . که باز حرکت همانندسازی منجر میشه به همانندخواهی در کامجویی و لذت . در این دوره است که صحبت از لذت جنسی برابر و آزادی تن و شهوت به میون میاد که به قول خیلی از منتقدان فمینیست فمینیسم رو دوباره پیوند میزنه به جنسیت شهوی شده. تا اونجا که آزادی زن شده آزادی نمایاندن تن و کامجویی همپای مردان. یک عقبگرد بد!
برای همین هم هست که فمینیستها الان دچار یک شکاف عمیقند. یک عده که خودشون رو رادیکال می دونند و از ابژه جنسی شدن حذر می کنند چنان گل و گشاد لباس می پوشند که اصلا سایزشون رو هم نمیشه حدس زد. از طرفی یک عده دیگرشون که باز هم خودشون رو رادیکال میدونند تمام هم وغمشون رو صرف ابراز کلامی و تصویری تن و لذت زنانه به مفهوم جنسی اون می کنند چون معتقدند عامل سرکوب زن در تاریخ همین حذف صدای لذت زنانه از عرصه عمومی بوده و برابری واقعی فقط در برابری دسترسی به هر تریبونی است حتی تریبون وصف العیش!!
برای همینه که پوشش یک مقوله اصلیه و کاملا تعیین کننده در ابژه جنسی شدن یا نشدن. پوشش بیشتر جاذبه های جنسی زن رو مخفی می کنه و قابلیتهای غیر جنسی اون رو مشهودتر. چون خلاف نظر کاملیا جان زن و مرد در عریانی برابر به یک میزان جذبه جنسی ندارند. زن همیشه جذبه جنسی بیشتری برای مردان و حتی زنان دارد تا مرد برای زنان و مردان دیگر. میشه اثبات این ادعا رو از خلال تحقیقاتی که در بازاریابی هرزه نگاریها صورت میگیره یافت و همینطور در نظریه رشد جنسی فروید و کلاین که در هر دو مادر یا بدن زنانه مصداق امیال هر دو جنس در کودکیه.
به همین جهت پوشش به صورت عام و حجاب به صورت خاص باعث برجستگی بعد انسانی زن و مانع شی شدگی او در جامعه است. از این حیث من نه به عنوان یک مسلمان معتقد که به عنوان یک زن که چندین سال رو صرف مطالعه در جنبش حقوق زن کرده معتقدم اسلام تنها مرجعی بوده در تاریخ چند قرن اخیر که در صدد رفع نگاه جنسی به زن بوده است و اتفاقا نوع حجاب تعریف شده در آن دقیقا همان چیزی است که راه نگاه جنسی به او را می بندد.هر چند که اصل حجاب در اسلام هم طبق قران نه اجباری که اختیاریه.